یادداشت هائی از سفر به امریکا (بوستون)
نگاه کلی:
اگر خیابان های اصلی MEMORIAL ROAD MASSACHUSETT AVE, و CAMBRIDGE ST را به عنوان محورهای اصلی شهرهای یوستون و کمبریج در نظر بگیریم پیدا کردن هر مسیری بسیار راحت تر می شود حتی اگر مثل ما غریبه ای باشد که تازه وارد این شهر شده است.
MEMORIAL ROAD در امتداد رودخانه چارلرز ریور قرار دارد. از یک طرف خیابان ماساچوست را قطع کرده، امتداد می یابد و از سمت دیگر خیابان کمبریج را. برای رفتن به مرکز شهر( DOWN TOWN) عبور از سمت خیابان کمبریج سریع تر ما را به مقصد می رساند. پس از عبور از عرض رودخانه، اولین خیابان سمت راست CHARLES STREET است که ادامه آن به تقاطعی می خورد که دو ضلع آن پارک است. با رفتن به سمت راست و عبور از پارک به مرکز شهر می رسیم.
ما مسیر رفتن به مرکز شهر را یک بار از خیابان ماساچوست نیر امتحان کرده بودیم. در این مسیر پس از عبور از خیابان BOYSTON به بزرگ ترین برج بوستون "پرودنشیال" می رسیم که عملا بخشی از مرکز شهر بوده در آن محدده قرار دارد. طبقه همکف برج دارای یک مرکز خرید مرتب است که بهترین و معروفترین برندها را دارد. و بالاترین طبقه آن چشم اندازی برای مشاهده تمام شهر.
جدای از دیدن مغازه ها و برندهای این مرکز بازدید از کتابفروشی مستقر در این مرکز هم ارزشمند است. قسمت ورودی آن معمولی بوده چیز خاصی نشان نمی دهد ولی وقتی وارد آن می شوید تازه معلوم می شود چه عمق بزرگی دارد. انواع کتاب و CD های مختلف به همراه لوازم دیگر.در داخل آن یک کافه هم قرار دارد. دیکشنری های گویای آن ( مانند اطلس سخنگو) که نوشته بود شامل 8 نوع دیکشنری است از جمله موارد قابل توجه بودند.
هر مرکز خریدی دارای یک بخش بزرگ شامل انواع غذاهای عمدتا فست فودی می باشد.
به دلیل علاقه خاص دخترم تفریبا اکثر غذاهای فست فودی را تجربه کردیم. پیشنهاد می کنم حتی المقدور پبتزا نخورید چون با ذهنیتی که از پیتتزا در ایران داریم کاملا متفاوت است. انصافا پتیزاهای ایران چیز دیگری هستند.
فرووشگاههای بزرگ و زنجیزه ای امریکا که قیمت های مناسبی برای خرید دارند عمدتا در مراکز خرید در نقاط مختلف شهر مستقر هستند. فروشگاههائی مانند MACY’S، SEARS، H&M، فروشگاههائی بودند که برای خرید لباس و پوشاک به ویژه هدایا و سوغات مناسب تر بودند. BEST BUY برای دستگاههای الکترونیک و کامپیوتر و همچنین فروشگاههائی مانندAPPLE که کامپیوتر و موبایل مارک خودش را می فروخت و فروشگاههای at&t که تلفن مارک خودش را می فروخت
نکته قابل توجه اینکه تمامی اجناس در همه این فروشکاهها یک قیمت است و هیچ تفاوتی میان مناطق مختلف شهر و مراکز خریدی که این فروشگاههای زنجیره ای در ان مستقر هستند وجود ندارد. فقط بعضی مراکز بزرگتر و این فروشگاهها هم در آنجا بزرگترند. به طور مثال میسیس مرکز NATIC MALL از فروشگاه آن در مرکز شهر یا گلوریا مال بزرگ تر است ولی فروشگاه داون تاون شلوغ تر است در حالی که ما با خیال راحت و آرامش در واحد گلوریا مال خرید خود را انجام می دادیم.
اگر بتوان روزی یک تا دو ساعت برای پیاده روی وقت گذاشت می توان به راحتی با تمام مراکز شهر آشنا شد. یه طور مثال خیابان MAIN STREET دیگر خیابان کمبریج بود که به دلیل استقرار یکی از ایستگاههای مترو یکی از خیالان های اصلی و پر رفت و آمد محسوب می شد. این خیایان یکی از ایستگاههای تورهای داخلی شهر بوستون نیز می باشد که توریست ها را با تمام مراکز شهر آشنا می کنند. داشکده های MIT و یک کتابفروشی بزرگ از دیگر مراکزی هستند که در این خیابان قرار دارند. یکی از هتل های بین المللی MARRIOT در این خیابان واقع شده است این خیابان همچنین یک تقاطع با چارلز رویور فاصله داشته از میان تعدادی از دانشکده های MIT و خوابگاههای دانشجوئی MIT و HARVARD می گذرد.
شب ها با فرارسیدن تاریکی خیابان های شهر خلوت می شود. عملا عابر پیاده ای در ساعات شب ( عمدتا ساعت 21 به بعد) دیده نمی شود. بازارهای شهر از ساعت 9 صبح شروع به کار کرده، روزهای غیرتعطیل تا ساعت 21 و روزهای تعطیل تا ساعت 18 باز می باشند. به قول دوستان ما پس از تعطیلی مراکز خرید آنان که اهل گشت وتفریح هستند به کلوپ های شبانه و مراکز خاص خود می روند کسانی که درگیر کار و زندگی هستند هم به خانه می روند.
نظم و ترتیب ، رعایت احترام به یکدیگر و مخصوصا در زمینه رعایت قوانین راهنمائی و رانندگی بسیار قابل ملاحظه بود. رعایت حق تقدم برای عابرین پیاده به حدی بود که به جرات می توان گفت هر عابر پباده ای به راحتی می تواند بدون توجه و حتی با چشمان بسته از خیابان عبور کرده ، مطمئن باشد با ماشینی تصادف نخواهد کرد. تازه دوستان ما می گفتند اینجا خود امریکائی ها معتقدند در بوستون قوانین راهنمائی و رانندگی به دقت رعایت نمی شود.
روز اول: (27 اسفند 90 ، 17 مارچ 2012(
وارد فرودگاه بوستون شدیم صف طولانی بود و بین راه یکی از پلیس ها پاسپورت های مسافرین را کنترل می کرد. در فرم اطلاعات این نکته را ذکر کرده بودیم که بیش از 10 هزار دلار همراه داریم. از ما پرسید هدفمان از سفر چیست وچرا پول زیاد به همراه داریم توصیح دادم که برای تعطبلات نسبتا طولانی یک ماهه آمده ایم و علاوه بر هزینه های معمول باید برای بستگان و دوستانمان هم سوغات بخریم، مشکلی نبود. بعد از رسیدن به گیت چک پاسپورت و دیدن پاسپورت ایرانی از ما خواسته شد به نماینده لوفت هانزا مراجعه و فرم مخصوص مسافرین را پرکنیم. این تکمیل فرم برای مسافرین دیگر کشورها صورت نمی گرفت. بعد از تکمیل و تحویل فرم اسکن چشم انجام و مهر ورود را روی برگه لوفت هانزا ( و نه درر روی پاسپورت ها)زدند. افسر مربوطه از ما خواست به اتفاق به طبق پائین برویم طیقه ای که یک کنترل دیگر به همراه داشت و چمدان های مسافرین هم آنجا بود.
وی از من خواست در محلی منتظر آمدن دیگر همکارش بمانیم. به فاصله کوتاهی مامور دیگری آمد و فرم دیگری را داد که پر کنیم از نوشتن من و اینکه در محدوده جدول ها ننوشته بودم ایراد گرفت از همسرم خواست بنویسد از نوشتن او هم ایراد گرفت خواستم اجازه دهد درست تکمیل کنیم انگار کلافه شده باشد گفت نه! من می گویم چه کسی انجام دهد و این بار از دخترم خواست فرم را پر کند از او پرسید انگلیسی بلدی؟ و دخترم با تاکید گفت OF COURSE . بعد از تکمیل فرم از مقدار پولی که همراه داریم سوال کرد رقم دقیق را گفتم. پرسید همه پولتان همین است؟ یک 10 یوروئی همراهم بود آن را نشان دادم و گقتم نه در فرودگاه فرانکفورت خرید کردم و این 10 یوروئی را هم دارم. گفت اوکی . به دفترشان رفت کمتر از 3 دقیقه طول کشید وقتی برگشت گفتم نمی خواهید چمدان ها را باز کنم گفت نه و می توانید بروید.
لحظه رسیدن و اعلام فرود تا خروجمان از فرودگاه خیلی طولانی شده بود و یکی از دوستانی که برای استقبال آمده بود کلی معطل شده بود.
سوار ماشین ایشان شدیم و به طرف آپارتمانی که اجاره کرده بودیم راه افتادیم. شهر بوستون در نگاه اول برایمان چیز خاص یا خارق العاده ای به همراه نداشت. هوا سرد بود و باران ریزی هم می بارید.
دوستان آپارتمان خوب و مرتبی برایمان اجاره کرده بودند. وسایلمان را گذاشتیم و به اتفاق آنها رفتیم مقداری از خریدهای اولیه را انجام دهیم. فروشگاه TRADERS JOE’S یک سوپر کامل و مرتب البته چیزهائی مثل گوشت و نوشابه هائی که ما می خواستیم ( کوکا زیرو ، نوشایه های رژیمی بدون قند) را نداشت. اگر کسی دنبال خرید مواد غذائی باشد آدرس این مغازه کمک کننده است. مستقیم می توان از MEMORIAL ROAD به سمت تقاطع خیابان ماساچوست حرکت کرده پس از عبور از این تقاطع ادامه مسیر داده تا از هتل ماریوت دیگری که در این منطقه قرار دارد عبور کنید و پس از گذشتن از یک پل هوائی این فروشگاه در سمت چپ خیابان مشاهده می شود. در کنار آن یک فروشگاه نسبتا خوب کامپیوتر و لوازم جانبی آن وجود داشته و مقداری بالاتر از آن با عبور از چند کوچه می توان به یکی از فروشگاههای زنجیره ای TARGET رسیدکه نمونه کوچک آن در ایران هایپر مارکت است. فروشگاههای TARGET هم زنجیره ای بوده و قیمت های مناسبی برای خرید دارند.
پس از خرید مقداری مواد غذائی مورد نیاز به اتفاق یکی از دوستان به مرکز خرید گلوریا مال رفتیم فروشگاهی که تقریبا نزدیک خانه بود. به دلیل سرما بچه ها چندتا لباس گرم خریدند و بعد از گردشی کوتاه و دیدن مغازه ها به آپارتمان برگشتیم. باید سعی می کردیم حداقل تا ساعت 10 شب بیدار بمانیم تا دچار JET LUG نشویم بچه ها بعد از ساعت 10 شب خوابیدند ولی من تا 1 بیدار بودم طوری که نگران شدم بدون زود خوابیدن دچار JET LUG شوم لذا بدون اینکه کاملا خوایم بیاید به رختخواب رفتم.
در این وبلاگ سعی شده مباحث و مقالات مربوط به نفت ‘ پتروِشیمی و روابط عمومی را ارائه تا شاید این تجربیات و نظرات راهگشای و مفید واقع گردد .