اولين مشكل و برخورد قهر‌آميز را از رئيس روابط‌عمومي داشتم .

پنجشنبه 7/10/ 85

مسئوليت اطلاع‌رساني در جلسه‌اي كه رئيس روابط‌عمومي هم حضور داشتند به بنده واگذار شده ‌بود .

سه‌شنبه 12/10/85

رئيس روابط‌عمومي طي يادداشتي به همكاران اعلام كرد بدون اجازه ايشان هيچ‌گونه همكاري با من را قبول نكرده و تأييد نخواهند كرد و در يادداشتي به يكي از بهترين و با تجربه‌ترين همكاران روابط عمومي از او خواسته بود به دنبال كاريابي باشد  .

طي يادداشتي به مدير‌عامل يادآور شدم كه همكاران روابط‌عمومي براي همكاري در اطلاع‌رساني كارت هوشمند دچار مشكل مي‌باشند ، ولي هيچ جوابي دريافت نكردم ، هر چند حدس مي‌زدم رئيس دفتر وي نامه را به ايشان نداده باشد ، ولي اصل را بر اين گذاشتم كه به اعتقاد مدير عامل ،  خودم بايد مشكلاتم را حل كنم و او را درگير مشكلات كار نكنم .

سريعاً به اتفاق همان همكارم كه از طرف رئيس روابط‌عمومي به او گفته شده بود دنبال كاريابي باشد ، برنامه جامع سه‌ماهه‌اي طراحي و تدوين كرديم .

تمام ابزار‌هاي تبليغاتي را در آن ديده و اولويت‌بندي كرديم.

تمامي همكاران روابط‌عمومي را در جلسه‌اي جمع كرده، اهميت كار، توقعات مدير عامل و برنامه طراحي شده را براي آنها توضيح داده و صريحاً گفتم پذيرش اين كار فقط براي اعاده حيثيت روابط عمومي و تغيير باور مدير عامل نسبت به توانائي همكاران مي‌باشد . به هيچ‌وجه خللي در كارهاي اداره ايجاد نشود و مخالفت يا دودستگي در روابط‌عمومي بوجود نيايد ، همة ما در يك واحد كار مي‌كنيم و يك رئيس روابط‌عمومي داريم .

برنامه‌ريزي

بررسي اخبار مربوط به كارت هوشمند نشان مي‌داد اكثر اخبار به نقل از آقاي نعمت‌زاده مدير‌عامل شركت ملي پالايش و پخش اعلام مي‌شود اين امر موجب شده بود تا در همه نقد‌ها ايشان مورد قضاوت قرار گرفته و نسبت به صحبت‌هاي ايشان انتقاد شود .

طراحي يك برنامه بر اساس زمان و ابزار اطلاع‌رساني به نظر مسئولان طرح رسانده شد و پس از بررسي و اصلاح اين برنامه در دستور كار قرار گرفت .

 يكي از مهم‌ترين اقدامات ما اين بود كه مجموعه‌اي از مديران اصلي طرح را براي اطلاع‌رساني و مصاحبه با راديو ، تلويزيون ، خبرگزاري‌ها و مطبوعات هماهنگ كرديم ، به طوري كه براي بيان بسياري از خبر‌ها نياز به حضور مهندس نعمت‌زاده نباشد . اين مديران حوزه‌اي براي اطلاع‌رساني را تشكيل داده‌بودند كه در درون خود مركز راهبري طرح يعني مهندس نعمت‌زاده را پوشش مي‌دادند: مهندس سجادي مدير طرح، مهندس اميني مشاور مدير‌عامل ، مهندس تولائي معاون فني طرح، آقاي كشاورز معاون فني شركت پست ،‌آقاي احمد‌زاده مدير‌كل پست پيشتاز مهندس دهقاني مدير پروژه ناجا و ستاد اطلاع رساني كارت هوشمند، اعضايي بودند كه پاسخ‌گويي‌ها و مصاحبه با رسانه‌هاي گروهي توسط آنها انجام مي‌شد .

ابزار اطلاع‌رساني

گام نخست ساخت تيزر‌هاي راديوئي و تلويزيوني، با ادبياتي تازه، ساده، صادقانه و به موازات آن مصاحبه‌هاي راديو و تلويزيوني بود .

چگونگي مصاحبه آنها با مطبوعات و حضور در برنامه‌هاي تلويزيوني و ميز‌گرد‌هاي راديوئي تماماً توسط ستاد اطلاع‌رساني هماهنگ مي‌شد .

در پي يكي از جلسات راهبري، چگونگي انجام اطلاع‌رساني را براي حاضرين در جلسه توضيح دادم به اين صورت كه :

با محور قرار دادن تعدادي از مديران پروژه و انجام مصاحبه توسط آنان ، مهندس نعمت ‌زاده در مقابل نقد و انتقاد افكار عمومي كاملاً در محافظت قرار گرفتند و طي دوره بررسي اخبار رسانه‌هاي گروهي، علي‌رغم افزايش بسيار زياد حجم اخبار مربوط به كارت هوشمند سوخت مطالب منفي و انتقادات غير منطقي و غير مستدل از پروژه كارت هوشمند سوخت را به ميزان چشمگيري كاهش داديم .

سپس، ستاد اطلاع‌رساني تمركز ويژه‌اي را روي انعكاس ديدگاه نمايندگان مجلس و مسئولين قرار داد و هرگونه اعلام نظر آنان در زمينه كارت هوشمند سوخت، بصورت جداگانه تنظيم و براي خبرگزاري‌ها و جرايد ارسال مي‌شد كه به خوبي در رسانه‌ها انعكاس مي‌يافت .

نقطه نظرات رئيس مجلس،‌ اعضاي  كميسيون انرژي و سخنگوي دولت كه در اين رابطه بارها در مطبوعات منعكس شد و براي دست‌اندركاران طرح دلگرم كننده بود.

در يكي از اين ايام آقاي دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور براي ارائه گزارش به مجلس آمده بودند، به هنگام خروج از مجلس با سؤالي در مورد كارت هوشمند سوخت مواجه مي‌شوند كه ايشان در پاسخ از زحمات دست‌اندركاران طرح تعريف و تمجيد مي‌كنند و اظهار مي‌دارند :

« كار بسيار بزرگي انجام شده ،‌ كارت‌هاي سوخت موتور و خودرو به خوبي در حال توزيع است و من كاملاً در جريان تلاش بزرگي كه در اين بخش در حال انجام است هستم » .

هنگام پخش اين گزارش در يكي از جلسه‌هاي روزانه هماهنگي بودم كه از منزل تلفني نظرات رئيس جمهور را به من اطلاع دادند ، مطالب ارائه شده توسط ايشان را طي يادداشتي به مهندس سجادي مدير طرح دادم ، اواخر جلسه مهندس نعمت‌زاده از من خواستند كه صحبت‌هاي رئيس جمهور را براي جمع بخوانم تا نيرويي مضاعف براي ادامه پروژه باشد .

يكي ديگر از موضوعاتي كه مهندس نعمت‌زاده نسبت به آن در همان جلسه‌هاي  ابتدائي به رئيس روابط عمومي معترض بودند،اين بود كه چرا با مسئولين ستاد ائمه جمعه سراسر كشور ملاقاتي نداشته‌ايم تا آنان را با ارزش‌هاي اين طرح و فعاليت‌هايي‌كه در حال انجام است آشنا كنيم .

از جلسه‌هاي مهم در هفته‌هاي اول كه هماهنگ كرده و برقرار شد :

1 ـ ملاقات با دبير ستاد ائمه جمعه سراسر كشور بود كه باتفاق مهندس اميني مشاور مدير عامل انجام شد . ايشان به خوبي ضريب امنيتي طرح ، ويژگي‌ها و مراحل اجرائي آن را توضيح دادند كه مورد توجه و استقبال آنان قرار گرفت جلسه خيلي خوب ، پربار و مفيدي بود كه برگزار شد .

2 ـ نشست ديگري هم با تعدادي از مديران صدا و سيما و واحد مركزي خبر برگزار كرديم كه مهندس اميني زحمت اصلي كار را بر عهده داشتند .

مديران صدا و سيما اگر چه كل طرح را با ارزش مي‌دانستند ولي به لحاظ امكان اجرا و پيامد‌هاي مختلف اجتماعي آن ، انتقاداتي داشتند كه تا حدودي نيز صحيح بود ، در اين خصوص تا آنجايي كه به مجموعه نفت ارتباط داشت ، توضيحات كاملي ارائه شد .

3 ـ مكاتبه با دو روزنامه همشهري و ايران بود كه بنده به‌عنوان مسئول ستاد اطلاع رساني با آنها مكاتبه كردم و خواستار هماهنگي جلسه‌اي با حضور مسئولين روزنامه و دبيران سرويس‌هاي مختلف آن نشريه‌ها شدم تا ضمن تشريح كلي طرح كارت هوشمند سوخت پاسخگوي سوالات همكاران آنها در سرويس‌هاي مختلف روزنامه باشيم.

روزنامه همشهري پاسخ نامه مارا نداد ولي دوستان روزنامه ايران براي برگزاري اين نشست اعلام آمادگي كردند ، اين نشست چندين‌بار هماهنگ شد ولي به دليل جلسات متعدد مهندس سجادي لغو مي‌شد و در نهايت نتوانستيم اين نشست را برگزار كنيم .

4 ـ نشست با دانشجويان  دانشكده اقتصاد علامه طباطبايي كه از آنها خواستيم با برگزاري جلسات كارشناسي و دانشگاهي ، كارت هوشمند سوخت ، تبعات آن در ابعاد  اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و ساير موضوعات را  نقد و بررسي نمايند و آمادگي ستاد اطلاع‌رساني براي هرگونه همكاري و ارائه اطلاعات و حضور مسئولين اجرايي طرح را اعلام كرديم .

پس از اين نشست ، از تمامي مراكز علمي و دانشگاهي جهت بررسي و تحليل ويژ‌گي‌هاي كارت هوشمند سوخت در قالب فراخوان به صورت خبري دعوت به همكاري و همفكري كرديم .

5ـ جلسه‌اي براي هماهنگي هرچه مطلوبتر با مدير كل روابط عمومي وزارت نفت داشتيم ، نشست خوب و مثبتي بود كه ايشان قول همكاري و مساعدت‌هاي لازم را دادند .

اطلاع‌رساني در مراحل اجرايي طرح

مراحل اجرايي كار در حال انجام بود و اطلاع‌رساني بسيار عالي انجام مي‌شد .

يك روز صبح آقاي مهندس سجادي گفتند : شب قبل خدمت رئيس جمهور بوده‌اند و ايشان اظهار   داشته‌اند اطلاع رساني بسيار خوب است و از نحوة آن اعلام رضايت كرده بودند .

همزمان با پيشرفت پروژه و اطلاع‌رساني منظم در خصوص ميزان توزيع كارت سوخت و همچنين خودرو‌هاي مدل 82 الي 85 كه به تدريج كارت‌هاي سوخت آنها توليد و تحويل پست مي‌شد و انعكاس ديدگاه‌هاي مثبت نمايندگان مجلس و مسئولين كشور ، شاهد افزايش حجم ديدگاه‌هاي مخالف و طرح سوال‌هايي مربوط به هزينه‌هاي كلان پروژه يا ضعف سيستم كارت هوشمند سوخت در مطبوعات بوديم .

در همين راستا در جلسه‌هاي بعدي هماهنگي ضمن ارائه توضيح پيرامون اين مطالب پيشنهاد گرديد پيش‌بيني لازم در اين موارد صورت گيرد :

1-    ارائه توضيح درباره عدم امكان جعل كارت هوشمند سوخت و رد شايعه مربوط به شارژ

2-    هزينه زياد انجام پروژه به‌سرعت با مديريت مصرف قابل برگشت مي‌باشد .

3-    به‌كار گيري پيمانكاران ايراني در تمامي مراحل اجرائي پروژه اعم از ساخت دستگاه‌ها ، ‌نصب تجهيزات ، آموزش و ارزش‌هاي آن در رشد توان مهندسين ايراني.

4-    برنامه‌هاي آموزشي پيش‌بيني شده براي مسئولين پست و دفاتر خدمات كارت و پشتيباني فني در جايگاه‌هاي عرضه سوخت

به اين منظور قرار شد گروه ديگري شامل مديران شركت ITI  (پيمانكار پروژه) و مهندسين مشاور طرح به حلقه مديراني كه در مصاحبه‌ها و گفتگو با رسانه‌ها شركت مي‌كردند به‌ پيوندند تا در اطلاع‌رساني پيرامون اين موارد تأكيد بيشتري شود .

سخنگوي ستاد

با نظر آقاي سجادي، رئيس روابط عمومي شركت ملي پخش آقاي محمد ناصري به عنوان سخنگوي ستاد اطلاع‌رساني معرفي شدند .

پيوستن ايشان به جمع ستاد بسيار مؤثر و مثبت بود . ايشان از دوستان خوبي بودند كه قبل از اين هم با دلسوزي و احساس مسئوليت هميشه در كنار ما بودند .

گفتگو‌ها ، پاسخگويي‌ها به سوالات مطبوعات و خبرگزاري‌ها ، حضور در برنامه‌هاي تلويزيوني و راديوئي با حضور ايشان به عنوان سخنگوي ستاد انجام مي‌شد و علي‌رغم اينكه زحمت و فشار رواني زيادي را متحمل مي‌شدند به‌خوبي پاسخگو بودند .

ناهماهنگي در اطلاع‌رساني و عمليات اجرايي طرح

در يكي از جلسه‌هاي هماهنگي با رئيس ستاد تبصرة 13 ايشان به‌شدت از مجموعه نفت گله‌مند بودند و مي‌گفتند :

مجموعه پالايش و پخش با اطلاع‌رساني زياد ، ضعف و عقب‌ماندگي خود در بخش فني پروژه و نصب كارت‌خوان در تلمبه‌ها را پنهان كرده‌است .

مديران نفت در مصاحبه‌ها آنچنان صحبت مي‌كنند كه گوئي تمام كار‌ها انجام شده و فقط معطل توزيع كارت سوخت توسط شركت پست هستند ، در حالي كه پيمانكار پروژه (شركت ITI ) خيلي بيشتر از برنامه عقب است .

ايشان به صحبت‌هاي سخنگوي ستاد در راديو اشاره مي‌كرد كه گفته بودند تا 97 درصد كار نصب و راه‌اندازي به اتمام رسيده است ، اين خبر اعتراض شديد مهندس نعمت‌زاده را به همراه داشت طوري كه داد و بيداد كرد و گفت : من اصلاً با سخنگو مخالف بودم و اين اصرار آقاي سجادي بود ، من اصلاً‌سخنگو نمي‌خواهم .به مهندس نعمت‌زاده گفتم : ساعتي را كه ايشان مي‌گويند، سخنگوي ما اصلاً مصاحبه و صحبتي نداشتند و اين مطلب توسط ايشان بيان نشده است .

در پايان جلسه از مديران پخش فرآورده‌هاي نفتي حاضر در جلسه خواهش كردم صحبت آقاي نعمت‌زاده را به سخنگو منتقل نكنند تا وي دلسرد نشوند ، اما گفتگو‌ها و اعتراضات مهندس نعمت‌زاده به گوش ايشان رسيد .

شركت ITI از برنامه نصب عقب بود و از آنها خواسته شد برنامه زمان‌بندي دقيق براي نصب تمامي تجهيزات را دقيقاً تنظيم كنند به طوري‌كه هر روز حداقل در 100 جايگاه كارت‌خوان و ساير تجهيزات نصب شود .

حجم اطلاعات

براي اطلاع‌رساني مستمر در زمينه‌هاي مختلف سرعت توليد و پخش تيزر بسيار بالا گرفته بود، در مورد راه‌اندازي جايگاه‌هايي كه فقط با كارت سوخت كار مي‌كردند ، سومين مهلت تمديد شده براي ثبت‌نام اينترنتي موتورسيكلت ، ابتداي خردادماه ، فراموش نكردن كارت در جايگاه ،‌شبانه‌روزي شدن مراكز پست ، مرتباً بايد اطلاع رساني مي‌كرديم ، فشار و استرس كار روي گروه سازنده تيزرها بالا گرفته بود به طوري كه يكي از دوستاني كه كار تدوين تيزر‌ها بر عهده او بود ، بر اثر فشار شديد كار و بي‌خوابي دچار ضعف شديد شده بود و ناچاراً او را به اورژانس بردند ، از او خواستيم يك روز استراحت كنند تا براي ساخت تيزر‌هاي بعدي توان ادامه كار داشته باشد .

شايعه مربوط به فروش كارت هوشمند سوخت در بازار آزاد‌، وجود كارت جعلي و يا اينكه با استفاده از كارت تلفن هم مي‌شود سوخت‌گيري كرد در افكار عمومي و برخي رسانه‌ها عنوان مي‌شد.

براي اطلاع از اين موضوع كه شايعه ساخت كارت جعلي چه مبنائي دارد به نقاطي از شهر ( ميدان انقلاب ، ناصرخسرو ) سركشي كرديم و متوجه شديم ، بعضي از كارت‌هاي مفقود شده در بازار خريد و فروش مي‌شود .

اين بود كه با اعتقاد اعلام كرديم ما حاضريم هر چه كارت سوخت جعلي وجود دارد خريداري كنيم .

سيستم امنيتي شبكه سامانه هوشمند سوخت واقعاً مطمئن طراحي شده بود و هيچ‌گونه امكان جعل يا اختلال در آن وجود نداشت . 

دفتر‌هاي پشتيباني كارت هوشمند سوخت

اگر دفتر‌هاي پشتيباني كارت، به موازات تحويل كارت سوخت راه‌اندازي شده‌بود شايد خيلي از مسائلي كه بعد‌ها گريبان‌گير طرح شد پيش نمي‌آمد ، اما آنقدر مسائل حاشيه‌اي توليد و توزيع كارت زياد بود كه فرصت برنامه‌ريزي براي اين مهم پيش نمي‌آمد ، واين در حالي بود كه چندين بار در جلسات هماهنگي راهبري ضرورت راه‌اندازي هر‌چه سريعتر دفتر‌هاي خدمات پشتيباني براي صدور كارت المثني را خواستار شده بوديم.