به جای دیدن چهره خود در آینه کارت ورود و خروج اداره را ببینید
در سال های کودکی و ایام دبستان یادم می آید هر موقع فراموش می کردیم کتاب درس، دفتر مشق یا چیز دیگری را با خود بیاوریم معلم با تحکم می گفت: "چرا یاد نرفت غذایت را بخوری؟" این سرکوفت معلم ها همیشه یادم بود چرا که در آن سال ها هنوز مباحث روان شناسی مربوط به طبقه بندی نیازهای انسان را نمی دانستم تا برای یک بار هم که شده به یکی از معلم هایم بگویم، غذا خوردن از یاد هیچ کس نمی رود چون از نیازهای اساسی و فیزیولوژیک انسان است که به خاطر آن دست به هر کاری اعم از دزدی، دروغ و قتل و ... دست می زند.
اتفاق خاصی که اخیرا در محل کار برایم رخ داد و صحبت هائی که با یکی از همکاران امو اداری در این گیر و دار داشتم دوباره آن خاطره قدیمی مدرسه را به یادم آورد و بی مناسبت ندیدم اصل ماجرای رخ داده را با این مقدمه شروع کنم.
در روزهای پایانی مردادماه نامه ای از امور اداری به دستم رسید که در آن نشان می داد از امور مالی خواسته است به دلیل غیبت غیر مجاز در یکی از روزهای تیرماه معادل آن را از حقوقم کسر نمایند. موضوع از این نظر برایم غیر منتظره بود که من در آن تاریخ در ماموریت خارج از کشور به سر می بردم و مکاتبات اداری برای دریافت ارز را همین بخش اداری برایم خطاب به امور مالی ارسال کرده بود. از طرف دیگر ماموریت اداری من 5 روز بود. اینکه چرا تنها یک روز را غیبت غیر مجاز محاسبه کرده بودند سوال دیگری بود که برایم وجود داشت.
پیگیری ها در
نهایت به گفتگوی من با مسئول حضور غیاب در واحد امور اداری منجر شد. پس از معرفی
خودم مشکل پیش آمده را توضیح دادم. ایشان که معلوم بود از ابتدای صبح با انبوه
تماس ها مواجه بوده و از این موضوع ناراضی نشان می داد گفت شما باید خودتان هر روز
ورود و خروجتان را کنترل می کردید حالا که برایتان نامه کسر حقوق آمده تازه به فکر
رفع مشکل افتاده اید. توضیح دادم که من 5 روز غیبت به دلیل ماموریت داشته ام چرا
همین یک روز محاسبه شده است؟ گفتند من نمی دانم خودتان می توانید وارد سیستم شده و
دلیل آن را ببینید. توضیح من و ادله ایشان مرتب با این عنوان که شما بیست و یکیمین
نفری هستید که تماس می گیرید ادامه می یافت و ایشان در نهایت گفتند شما هر روز صبح
که وارد اداره می شوید باید ورود و خروج خودتان را کنترل کنید و اگر اشکالی دارد
آن را اصلاح کنید. و در پایان این توجیه بسیار جالب را آوردند: که "چطور شما می توانید هر روز جلوی آینه صورت خود را مشاهده
کرده و آن را مرتب کنید ولی یادتان
می رود سیستم ورود و خروجتان را ببینید!" این شماتت همکار امور اداری همچون
پتکی بود که سال های دوران دبستان و سرکوفت معلم برای همران نداشتن دفتر مشق را
دوباره برایم زنده کرد. به او گفتم آخر دیدن صورت در آینه و مرتب کردن سر و مو چه
ربطی به کارت ورود و خروج دارد؟ در ضمن شما واقعا پیشنهاد
می کنید تمامی همکاران هر روز صبح قبل از آغاز هر کاری حضور و غیابشان را کنترل
کنند؟ نمی دانم اگر این نظر همکارم به عنوان یک پیشنهاد در امور بهره وری و نظام
پیشنهادها مطرح می شد می توانست پاداشی داشته باشد یا خیر؟
اما اینکه چرا به جای 5 روز فقط یک روز برایم غیبت محاسبه شده بود نیز حکایت جالبی داشت. دو روز ابتدائی بهد از غیبت پنج شنبه و جمعه بود و دو روز پس از آن روزهائی بودند که هیات دولت به دلیل گرمای شدید هوای تهران ادارات را تعطیل کرده بود. خلاصه اینکه می گویند خدا یار بی کسان است این بار خیلی به درد من خورد.
اگر چه این اتفاق با از دست دادن یک روز حقوق به دلیل غیبت ناشی از ماموریت برایم رخ داده بود اما کل ماجرا از چند جنبه نکات آموزنده ای به همراه داشت. نخست عنایت الهی در تعطیل شدن دو روزی که باعث شد دو روز کسر حقوق اضافی را شاهد نباشم. دوم اینکه یاد بگیرم هر روز صبح همانطور که جلوی آینه ایستاده و ضمن مشاهده صورتم، این قیافه وارفته و چند تار موی باقی مانده را مرتب می کنم باید به یاد داشته باشم تا ساعات حضور و غیابم در اداره را نیز روزانه و در ابتدای هر صبح ملاحظه و اصلاح کنم.
و نکته مهم دیگر اینکه انسان این موجودی که همه چیز طبیعت را در جهت حفظ منافع و راحتی خویش به هم ریخته و با به کارگیری یکی از تکنولوژی های مدرن انگشتی توانسته نظم اداره مهمی مانند پتروشیمی را به عالی ترین شکل ممکن در اختیار داشته باشد چرا رحمی به حال این جماعت کارمند نمی کند و هر خشم و غضبی را با کندن گوشه ای از حقوق ماهیانه به شدت بر سر آنان خالی می کند !!!
در این وبلاگ سعی شده مباحث و مقالات مربوط به نفت ‘ پتروِشیمی و روابط عمومی را ارائه تا شاید این تجربیات و نظرات راهگشای و مفید واقع گردد .